رونیکارونیکا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 7 روز سن داره

رونیکـای خوشگل مامان و بابا

اینم یه سرس عکس جدید از به به خوردن رونیکــــا جون مامان و بابا

عزیز دلم الان به به سوپ می خوری و حریر بادام و پوره سیب زمینی و ماست سوپ و پوره سیب زمینی و ماست و بیشتر از حریره دوست داری اما کلا بعضی روزا خوش غذایی و بعضی روزا خیلی بد غذا  انشالله همیشه سالم باشی عشقم ...
11 دی 1392

دختر قشنگم از 6 ماهگی به به می خوره

دختر نازنینم دیر به دیر وقت می کنم بیام وبلاگتو آپ کنم ؛ منو ببخش عزیزم؛ همش مشغول خودت هستم ؛ وقت نمی کنم گلکم  الان اومد اولین عکساتو از به به خوردنات بذارم تو این عکس اول دوست داری قاشق رو ازم بگیری و خودت محکم نگهش می داری که ازت نگیرمش  ...
11 دی 1392

واکسن 6 ماهگی رونیکــــــــــــــــا خانومممم و سالگرد ازدواج مامان و بابا

عزیز دل مامان و بابا؛ خوشگل مامان و بابا 4 شنبه 20 آذر ماه سال 92 صبح ساعت 10 بیدار شدیم و بردم واکسنتو زدم. خوشگل مامان همه تو مرکز بهداشت نیم ساعت گریه می کردن بعد از واکسن ؛ اما تو دختر خانوم مامان و بابا فقط 1 دقیقه گریه کردی عزیزممممممم عشق مامان اوردمت خونه و بهت استامینوفن دادم شیرتو دادم خوردی و خوابیدی و تا 2 روز تب می کردی و بی حال بودی ؛ بی قرار هم بودی گلم ؛ اما زودی خوب می شی. این واسه سلامتیت لازم بود گلمممممممممم دیگه تا 1 سالگی واکسن نداری عزیز دل مامان و بابا راستی یادم رفت بگم شب قبل از واکسنت یعنی 19 آذر ؛ سالگرد ازدواج مامان و بابات بود عزیزم. بابا ساعت 9 خواب بود منو تو لباس پوشیدمو یواشکی آژانس گرفتیمو رفتی...
24 آذر 1392

عکس هاس آتلیه ای رونیکا جون

رونیکـــــــــــا جونم این عکس ها رو روز 12 آبان ازت انداختیم؛ از 8 صبح که می خواستیم بریم بیدار شدی و نخوابیدی ، همش تو آتلیه خوابت میومد؛ آخراش دیگه اصلا باهامون راه نیومدی و خسته بودی   ...
24 آذر 1392